لغت نامه دهخدا
( هلاک برآمدن ) هلاک برآمدن. [ هََ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مردن. دیده شدن حالت مرگ در کسی:
نه دانا بود شاه با ترس و باک
ز ترسنده مردم برآید هلاک.فردوسی.ز ما و ز ایران برآید هلاک
نماند از این بوم و بر آب و خاک.فردوسی.
( هلاک برآمدن ) هلاک برآمدن. [ هََ ب َ م َ دَ ] ( مص مرکب ) مردن. دیده شدن حالت مرگ در کسی:
نه دانا بود شاه با ترس و باک
ز ترسنده مردم برآید هلاک.فردوسی.ز ما و ز ایران برآید هلاک
نماند از این بوم و بر آب و خاک.فردوسی.
( هلاک بر آمدن ) مردن دیده شدن حالت مرگ در کسی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه که این جسم چون هلاک شود باد او باد و خاک خاک شود؟
💡 ور من به یاد تو شوم از تشنگی هلاک هل تا شوم هلاک تو آبم میار رو
💡 میان اشک مرا ضعف کرده قصد هلاک بلا و غم شده مانع که باش همدم ما
💡 سپه را کشیدی به دام هلاک کنونت نه شرم است از ایزد نه باک
💡 کت آرم سپاس ای خداوند پاک که این کشته در راه دین شد هلاک