لغت نامه دهخدا
هفت سایره. [ هََ ی ِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) هفت سیاره. سیارات سبع:
گفتم ز هفت دایره این هفت هشت میل
گفتا ز هفت سایره این هفت هشت اثر.ناصرخسرو.
هفت سایره. [ هََ ی ِ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) هفت سیاره. سیارات سبع:
گفتم ز هفت دایره این هفت هشت میل
گفتا ز هفت سایره این هفت هشت اثر.ناصرخسرو.
هفت سیاره سیارات سبع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 . یکی از کارهای که مولاوردیخانی انجام دادهاست، احوال و آثار خوشنویسان گیلان، بودهاست. کتابهای نقد شعر گیلک، مثلهای گیلکی، مثلهای سایره در مثنوی مولوی، اصغرفیل دماغ (مجموعه داستانهای طنز)، کرکس جوان (داستان) سیاهگالش (مجموعه داستانهای گلیکی-فرهنگ عامه)، باورداشتهایی از مردم گیلان، اَدرَا وَاکون باد بَایه (چند سرود عامیانه گلیکی) و… از جمله کارهای مولاوردیخانی هستند.
💡 سایره شکیب سادات سیاستمدار اهل افغانستان و اولین ولسوال زن (فرماندار) در تاریخ این کشور است. وی به عنوان ولسوال ولسوالیهای آقچه و خواجه دوکوه ولایت جوزجان منصوب گردید و حالا ولسوال ولسوالی فیض آباد ولایت جوزجان میباشد.
💡 بهم بست از آن آب نه دایره بشوق از ازل تا ابد سایره