هستی لیوس

لغت نامه دهخدا

هستی لیوس. [ هَُ ] ( اِخ ) سومین پادشاه روم که زندگی او را از 671 تا 640 ق. م. نوشته اند. وی دو بار با مردم آلبا جنگید. درباره مرگ او نوشته اند که چون در تقدیم قربانی برای خدای خدایان مرتکب خطایی شد ژوپیتر بر او خشم گرفت و خرمن عمرش را با آتش صاعقه ای بسوخت. ( ترجمه تمدن قدیم فوستل دُ کولانژ ).

جمله سازی با هستی لیوس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عطای سر دهم کرده، قدحها دم به دم کرده همه هستی عدم کرده، دو چشم از خود به هم کرده

💡 زینگونه که من به نیستی خرسندم چندین چه دهید بهر هستی پندم

💡 خواب و بیداری‌ که جز بست و گشاد چشم نیست راه هستی تا عدم شب در میان انداخته

💡 جز او نیست هستی و ما نیستیم چو هستی جز او نیست ما کیستیم

💡 اگر هستی تو از آدم در این دریا فروکش دم که اینت واجبست ای عم اگر امروز اگر فردا

💡 از سر هستی به ذوق‌گریه نتوانم‌گذشت تا نمی در چشم‌دارم خاک‌این‌صحرا گل است