هستۀ کاروان

فرهنگستان زبان و ادب

{main body} [علوم نظامی] بخش عمده یا ناوهای اصلی یک آرایش دریایی

جمله سازی با هستۀ کاروان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اگر رشک زلیخایی برد ترسم که نگذارد که بوی پیرهن در مصر بار کاروان بندد

💡 ای یارِ آشنا عَلَمِ کاروان کجاست؟ تا سر نهیم بر قدمِ ساربانِ دوست

💡 گفته راز خویشتن در کاروان عاشقان زین حکایت شورشی در کاروان انداخته

💡 متاع نازنینان نیست غیر از ناز در عالم که یوسف کرد بار خویشتن بر کاروان منت

💡 مکن خشک ای سپهر بی‌مروت چشم مجنون را کز این سرچشمه چندین کاروان سیراب می‌گردد

💡 این باعث شد آنها بتوانند کاروان‌های آتلانتیک را ردیابی و غرق بکنند. این تنها اطلاعات بود که توانست نیروی دریایی را قانع کند تا در ژوئن ۱۹۴۳ کدهایشان را عوض کنند. این بریتانیایی‌ها را در جنگ قبلی موفق کرد.

💡 در طول سفرهای طولانی در جاده‌های صحرا، تجار همواره سعی می‌کردند که کالاهای گران‌بها را در هستۀ کاروان و در میان محافظان قرار دهند.

💡 با رسیدن شب، همه اعضای گروه در هستۀ کاروان دور آتش جمع شدند تا از سرمای شدید شب‌های بیابان در امان بمانند.

💡 رهبر کاروان با تجربه، مسئولیت هدایت و حفظ نظم در هستۀ کاروان را بر عهده داشت تا از گم شدن در مسیرهای دشوار جلوگیری کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران