هریسه کردن

لغت نامه دهخدا

هریسه کردن. [ هََ س َ / س ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پختن و ساختن هریسه. مهراکردن. ( یادداشت به خط مؤلف ). رجوع به هریسه شود.

فرهنگ فارسی

(مصدر ) پخته هریسه مهراکردن.

جمله سازی با هریسه کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چون هریسه فارغ است از روغن و سوز درون زان همه فریاد مشتاقان ز استغنای اوست

💡 برای اینکه بافت این غذای سنتی کاملاً نرم و یکدست شود، باید ساعت‌ها وقت صرف هریسه کردن مواد اولیه روی شعله بسیار ملایم آتش کنید.

💡 در مراسم‌های مذهبی و سنتی، زنان معمولاً با هم جمع می‌شوند تا با مهارت زیاد به هریسه کردن غلات و گوشت در دیگ‌های بزرگ مشغول شوند.

💡 مادربزرگ با دقت بسیار زیاد در حال هریسه کردن ترکیبی از گندم و گوشت بود تا یک وعده غذایی لذیذ برای مهمانان آماده کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران