لغت نامه دهخدا
هرقل نجار. [ هَِ ق ِ ل ِ ن َج ْ جا ] ( اِخ ) او راست کتاب الدوائر و الدوالیب. ( ابن الندیم ). ظاهراً از علمای حیل بوده است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
هرقل نجار. [ هَِ ق ِ ل ِ ن َج ْ جا ] ( اِخ ) او راست کتاب الدوائر و الدوالیب. ( ابن الندیم ). ظاهراً از علمای حیل بوده است. ( یادداشت به خط مؤلف ).
💡 يعلى بن ابى عمره گويد: پيرى نام تنوخى را در شهر حمص شامديدم، به من گفت: من نامه رسان هرقل (قيصر روم
💡 اعمال انجمنها و کتاب حکام، دربارهٔ روابط نستوریان ایران با پادشاهان ساسانی بحث میکند و تاریخ دوره هرقل و خسرو دوم ساسانی را شرح میدهد. همچنین، کتاب اعمال شهدای ایران موضوع آزار و تعقیب عیسویان و اوضاع اجتماعی و فرهنگی عهد ساسانی را بهخوبی باز مینماید. از همین قبیل آثار باید به رساله تبینیه فرهاد اشاره کرد. ایت کتاب ترجمه و اقتباس مجموعه قوانین ساسانی به زبان سریانی است.
💡 و بعضى گفته اند: نامه اى هم كه رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) به مقوقس عظيمقبطيان (مردم اسكندريه و قاهره ) نوشته، مشتمل بر آيه مذكور بوده، و هم اكنون نسخهاى از آن در دست هست، كه منسوب به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) است، نامه اىبه خط كوفى شبيه به نامه اى كه به هرقل مرقوم داشته، و اخيرا از اين نامه گراوربرداشته اند و نزد بسيارى از اشخاص يافت مى شود.
💡 عالم فاضل، على بن عيسى اربلى در (كشف الغمه ) مى فرمايد: خبر داد مرا جماعتى ازثقات برادران من كه در بلاد حلّه شخصى بود كه او رااسمعيل بن عيسى بن حسن هرقلى مى گفتند؛ ازاهل قريه اى بود كه او را هرقل مى گويند. وفات كرد در زمان من و من او را نديدم. حكايتكرد از براى من، پسر او، شمس الدين، گفت: حكايت كرد از براى من پدرم كه: