لغت نامه دهخدا
هرسه مال.[ هََ س ِ ] ( اِخ ) جایی بوده است در سه فرسخی آمل. ( از مازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 160 ).
هرسه مال.[ هََ س ِ ] ( اِخ ) جایی بوده است در سه فرسخی آمل. ( از مازندران و استرآباد رابینو ترجمه فارسی ص 160 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یک یک روانه کرد سوی جنگ هرسه را از داغ مرگشان به دل خویش زد شرار
💡 سلمان بار ديگر به بازار رفت مقدارى گوشت و نان خريد و خدمترسول اكرم آورد پيامبر پرسيد اين چيست ؟ سلمان پاسخ داد هديه است، پيامبر فرمود:بنشين. پيامبر و تمام حضار از آن هديه خوردند، مطلب بر سلمان آشكار گشت زيرا هرسه نشانه خود را يافته بود.
💡 ساقی و جام و شراب هرسه به نور آفتاب عکس رخ آن به جام کرده عدد را چهار
💡 در حدود سال ۱۰۰۰ پس از میلاد تیاهواناکو شاید به دلیل شرایط محیطی یا تازش مردمانی از سوی جنوب یا درگیریهای دینی یا هرسه از میانرفت.
💡 معشوق و عشق و عاشق هرسه یک است اینجا چون وصل در نگنجد هجران چه کار دارد؟
💡 نظراتی در بین مردم وجود دارد که در اینجا به برخی اشاره شدهاست: یوزباشکندی به گفته بزرگان روستادو بار از بدو ایجاد تغییر مکان دادهاست که هرسه مکان تحت تأثیر راه ارتباطی و حاصلخیزی خاک و نزدیکی به مکان قبلی انتخاب گردیدهاست این مکانها به ترتیب بیان میگردند: