لغت نامه دهخدا
هرزه چانه. [ هََ زَ / زِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) پرحرف. یاوه گو. بیهوده گو. ( ناظم الاطباء ).
هرزه چانه. [ هََ زَ / زِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب ) پرحرف. یاوه گو. بیهوده گو. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرزه ویل یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر رودبار استان گیلان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 ز سعی هرزهجولان رنجها بردم درین وادی ز پایم خار اگر آمد برون از پای لنگ آمد
💡 دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد نیز با شعار «هیز تویی هرزه تویی زن آزاده منم» تجمع اعتراضی برگزار کردند. دانشجویان این دانشگاه همچنین با شعار «دانشجوی باغیرت حمایت حمایت» از دیگر دانشجویان برای پیوستن به این اعتراض استقبال کردند.
💡 "مامانت، بابات، اون هرزه که مثلاً زنت باشه و اون بچههای نجس کوچولوتو از رو زمین پاک میکنم."باستا رایمز نیز تصمیم گرفت تا در آهنگ "درود بر حضرت مریم ۲۰۰۳" برای مقابله با جارول به فیفتی سنت و امینم ملحق شود.