لغت نامه دهخدا
هام رو شدن. [ رَ / رُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تمام برآمدن دندانهای خیل و بغایت قوت رسیدن آن. ( یادداشت مؤلف ): تذکیه؛ هام رو شدن ستور. ( زوزنی ). رجوع به همرفشده شود.
هام رو شدن. [ رَ / رُو ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) تمام برآمدن دندانهای خیل و بغایت قوت رسیدن آن. ( یادداشت مؤلف ): تذکیه؛ هام رو شدن ستور. ( زوزنی ). رجوع به همرفشده شود.
(مصدر ) تمام بر آمدن دندانهای اسب و بغایت قوت رسیدن وی: (( التذکیه هام رو شدن ستور. ) )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز بلند و پست هامون نکند حدیث مجنون نبود حریف لیلی که به کوه و تل نسازد
💡 بمان تا که برزوی بیرون شود بدین رزم با او به هامون شود
💡 هر نرگس و لاله کز کُهْ و هامون رُست از چشم بتی وز جگری پرخون رُست
💡 به هامون چو رفتی به وقت شکار زده حلقه در گرد من صدهزار
💡 من آن صیدم که بگریزد ز شمشیر درین هامون و گردد از پی شیر
💡 ز بس کشته شد روی هامون چو کوه ز پیکار ایشان جهان شد ستوه