فرهنگ عمید
= هم دین
= هم دین
همدین (صفت )
💡 سیر و دور وحشتم بیرون ز خود یک گام نیست ریخت عشق از گرد غم تا رنگ هامون در دلم
💡 چو زد لیلی به حی نیش از پی خون به هامون رفت خون از دست مجنون
💡 به تندی سپه را به هامون کشید ز گرد سپه کوه شد ناپدید
💡 بگریم تا کنم هامون چو دریا منالم تا کنم چون سرمه خارا
💡 به یک زخم چندان سپه کشته شد که از کشته هامون زمین بسته شد
💡 زکشتگان،رخ هامون همه محدّب شد چوکوه راسرگرز گران مقعّرکرد