هابروبراکون برو

لغت نامه دهخدا

هابروبراکون برویکورنیس. [ رُ ک ُ رِ ک ُ] ( لاتینی، اِ مرکب ) حشره ای است. ( بیولوژی وراثت تألیف عزت اﷲ خبیری ص 110 ).

جمله سازی با هابروبراکون برو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا حاصلش آن بود که از دور مرا دزدیده بروی تو نگه باید کرد

💡 ما آن توییم و دل و جان آن تو ما را خواهی سوی منبر برو خواهی به سوی دار

💡 - بيعتم را از تو برداشتم. آزادى، برو براى آزادى پسرت كوشش كن !

💡 آنرا که دمی دیده دل گشت گشاده چشم از همه در بست و بروی تونظر کرد

💡 مه چه باشد که بروی تو برابر کنمش یا زرخسار تو گویم که بجائی ماند

💡 بسيار خوب، برو اين خرماها را ميان زن و فرزندانت تقسيم كن.(7)

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز