لغت نامه دهخدا
هاء دوچشم. [ ءِ دُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هاء هوز.
هاء دوچشم. [ ءِ دُ چ َ / چ ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) هاء هوز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن دوچشم از یک نگه خوردند خونم بی شراب چیست تدبیرم صفایی پس اگر ساغر زنند
💡 دوچشم از بهر آن خواهم که در رخسار او بینم وگر آن دولتم نبود در و دیوار او بینم
💡 دوچشم نیمخواب او ربود از دست شش چیزم قرار و صبر وعقل وهوش وجان ودل به یک ایما
💡 بگذشت بصد بیم کمال از سر آن کوی کز زلف و دوچشم تو شب است و عسسانند
💡 دیدمش هست به دنباله چشمش خالی که دوچشم خود او نیز بدش از دنبال