لغت نامه دهخدا
نیکومنظری. [ م َ ظَ ] ( حامص مرکب ) نکومنظری.
نیکومنظری. [ م َ ظَ ] ( حامص مرکب ) نکومنظری.
۱ - خوش نما بودن. ۲ - خوبرویی زیبایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قاضی صدر ششم، در عین طالع مینوشت بر سعادتمندی هر دو جهانش منظری
💡 وز آرزوی آنکه ببینی شگفتیی بر منظری نشسته و چشم به پنجره
💡 منظری نیست ترا بِه زدل و دیده من زین دل و دیده نظر بهتر اگر هست بگو
💡 ناظر آن منظری بردار از عالم نظر عاشق آن شاهدی بردار چشم از غیر او
💡 من صورتی چنین نشنیدم به دلبری یا رب چه گویمت که چه پاکیزه منظری
💡 هرگوشه ات فتاده ز زین، سرو قامتی هر نقطه ات طپیده به خون، ماه منظری