لغت نامه دهخدا
نیکوادا. [ اَ ] ( ص مرکب ) آنکه بیانی نیکو دارد. ( فرهنگ فارسی معین ).
نیکوادا. [ اَ ] ( ص مرکب ) آنکه بیانی نیکو دارد. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) آنکه بیانی نیکو دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این جهان چون شب است دان که در او هست پنهان یقین بد و نیکو
💡 چو نیکو بیندیشی آغاز این بدانی که نبود جز این راز این
💡 وی برادر نیکو ویلیامز است، که برخلاف اینیاکی تصمیم گرفت برای تیم ملی فوتبال اسپانیا به میدان برود.
💡 گر هیچکس بخدمت نیکو سزا بود او را کنید خدمت نیکو که او سزاست