نیک پیمانی

لغت نامه دهخدا

نیک پیمانی. [ پ َ / پ ِ ] ( حامص مرکب ) وفاداری. وفای به عهد:
لیک از راه نیک پیمانی
نز سر سرکشی و سلطانی.نظامی.

جمله سازی با نیک پیمانی

💡 محمد، در سال هفتم هجرت بنا به پیمانی که با قریش بسته بود به مکه رفت و عمره را به‌جای آورد.

💡 فدای تیغ جانان کن سر سودا زده، شاهی که می‌خواهم که با او عهد و پیمانی ز سر بندم

💡 ای تو را هر راست پیمانی به ملکی در گرو وی ترا هر لطف پنهانی به جائی در حساب

💡 پیمان کیوتو پیمانی است بین‌المللی به منظور کاهش صدور گازهای گلخانه‌ای، که عامل اصلی گرم‌شدن زمین در دهه‌های اخیر محسوب می‌شوند. این پیمان که پیمان‌نامهٔ ریو را تکمیل و ترمیم می‌کند در چارچوب سازمان ملل متّحد شکل گرفت.

💡 وَ کَیْفَ تَأْخُذُونَهُ و خود چون باز ستانید؟ وَ قَدْ أَفْضی‌ بَعْضُکُمْ إِلی‌ بَعْضٍ پس آن گه بیکدیگر رسیده و هام پوست زیسته باشید، وَ أَخَذْنَ مِنْکُمْ مِیثاقاً غَلِیظاً (۲۱) و ایشان از شما بستده‌اند پیمانی بزرگ.

💡 کنون دیدی که ماه روزه از تایید یزدانی چو شد پیمانه اش پر رفت با آن سخت پیمانی