نگین بیگ

لغت نامه دهخدا

نگین بیگ. [ ن ِ گیم ْ ب َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار، در 40هزارگزی شمال غربی چاه بهار،در جلگه گرمسیری واقع است و 200 تن سکنه دارد. آبش از چاه، محصولش غلات و خرما و لبنیات، شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کنارک شهرستان چاه بهار٠ در ۴٠ هزار گزی شمال غربی چاه بهار در جلگ. گرمسیری واقع است ٠ آبش از چاه محصولش غلات و خرما و لبنیات شغل اهالی زراعت و گله داری است ٠

جمله سازی با نگین بیگ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شمع هدی زین دین، خواجهٔ روی زمین مفخر کلک و نگین سرور و صدر جهان

💡 خط در دل روشن گهران مهر فزاید در آینه ها نقش نگین راست نماید

💡 بدو داد و گفت این نگین را بدار بود روز کاین را بود خواستار

💡 هر که حرصش فکند هر دری و هر جائی همه جا صدرنشین همچو نگین می باشد

💡 بر ملک مکن تکیه که در زیر زمین است آن کس که همه روی زمین زیر نگین داشت

چسی یعنی چه؟
چسی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز