لغت نامه دهخدا
نکوفرجامی. [ ن ِ ف َ ] ( حامص مرکب ) حسن مآب. ( یادداشت مؤلف ). خوش عاقبتی. عاقبت به خیری.
نکوفرجامی. [ ن ِ ف َ ] ( حامص مرکب ) حسن مآب. ( یادداشت مؤلف ). خوش عاقبتی. عاقبت به خیری.
حسن ماب. خوش عاقبتی. عاقبت بخیری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرجامی در جایی دیگر اذعان میکند که «این کتاب من را -که بالاخره کارم خواندن طنز است- شگفت زده کرد» و دست آخر خواندن دوزخرفات را به عنوان نمونهای از «طنز خیلی خوب مدرن فارسی» توصیه مینماید: «در چند سال اخیر هر کس که از من پرسیده بود چند طنز برجسته در زبان فارسی معرفی کنم، «دوزخرفات» همیشه یکی از پیشنهادهای من بود».
💡 کسبیان تا سال ۱۳۶۰ به فعالیتهای تئاتری خود ادامه داد و آخرین نمایشی که در آن حضور داشت «الموت» به کارگردانی مجید جعفری بود که خسرو شکیبایی و فریماه فرجامی از دیگر نقش آفرینان آن بودند.
💡 این فیلم در شانزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر در بخش بهترین چهرهپردازی (عاطفه رضوی و محمدرضا زاهدشکرابی) و همچنین در دومین دورۀ جشن خانه سینما در بخش بهترین بازیگر نقش اول زن (فریماه فرجامی) نامزد دریافت جایزه بوده است. نقشهای اصلی ساغر را فریماه فرجامی و امین تارخ بازی کردهاند و تدوین فیلم را بهرام دهقان انجام داده است.