قمراء

لغت نامه دهخدا

قمراء. [ ق َ ] ( ع ص ) مؤنث اقمر. ( اقرب الموارد ). ماهتاب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || شب روشن با ماه. ( منتهی الارب ). لیلة قمراء؛ شبی ماهناک. ( مهذب الاسماء ). شبی بامهتاب. || اتان قمراء؛ خر ماده سپید مایل به تیرگی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). || ( اِ ) مرغی است. ( منتهی الارب ). طایر صغیر من الدخاخیل. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع - فا. ] ۱ - (ص. ) مؤنث اقمر، سفید مایل به تیره. ۲ - (اِ. ) ماهتاب.

ویکی واژه

مؤنث اقمر، سفید مایل به تیره.
ماهتاب.

جمله سازی با قمراء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 انی وجدت امراه اوصفه تملکهم او قمراء محتجباء تحت حجاب الفکر

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
هنگام یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز