لغت نامه دهخدا
نکوطینت. [ ن ِ ن َ ] ( ص مرکب ) نیکوسرشت.
نکوطینت. [ ن ِ ن َ ] ( ص مرکب ) نیکوسرشت.
نیکو سرشت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دوزخ بهشت گردد پاکیزه طینتان را در بوته گدازند آسوده خوش عیاران
💡 نارسابی صد خیال هرزه انشا کند طینت بیکار، ما را بیشتر در کار داشت
💡 طینت احمد کجا و فکرت بوجهل دعوت عیسی کجا و دعوی بلعم
💡 ننگ دارد خاک هم از طینت بیحاصلم خون نخجیرم، چسان فتراک بردارد مرا
💡 گاهی که به طینت خود افتد نظرم گویم که من از هر چه در عالم بترم
💡 قضای حق همه بر سر نوشته است عزیزاندر همه طینت سرشتست