نوبه خیز

لغت نامه دهخدا

نوبه خیز. [ ن َ / نُو ب َ / ب ِ ] ( نف مرکب ) مالاریاخیز. تب خیز. منطقه ای باتلاقی که در آن به تب نوبه مبتلا شوند.

فرهنگ فارسی

مالاریا خیز ٠ تب خیز ٠ منطقه ای باتلاقی که در آن به تب نوبه مبتلا شوند ٠

جمله سازی با نوبه خیز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اين جمله نشان مى دهد كه هر مسلمانى كه پيرو پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم ) استبه نوبه خود دعوت كننده به سوى حق است و بايد با سخن و عملش ديگران را به راهالله دعوت كند.

💡 لیسینیوس، به نوبه خود، مجسمه‌های کنستانتین را تخریب کرد. در ۳۱۴ یا ۳۱۶، دو آگوستین در نبرد سیبالا با یکدیگر جنگیدند و کنستانتین پیروز شد.

💡 منصور گفت: محمد! گفتگويى كه بين تو و پادشاه نوبه اتفاق افتاده مى خواهم ازخودت بشنوم.

💡 هر روز نو به بزم تو خوبان ماهروی هر سال نوبه دست تو جام می کهن

💡 کردم از بیم رقیبان به زبان نوبه ز عشق همه کس راز گنه بیم بلا توبه دهد

💡 علاوه بر جغرافی‌دانان، زمین‌شناسان نیز به نوبه خود در جهت تعیین تاریخ زمین‌شناسی، تحول ناهمواری‌ها را مورد توجه قرار داده‌اند. چنانچه در اواسط قرن ۱۹ زمین‌شناسان انگلیسی نخستین کسانی بودند که مفهوم پیدایش دشتگون را بیان کردند.

علامت یعنی چه؟
علامت یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز