نهر دایر
لغت نامه دهخدا
نهر دایر. [ ن َ رِ ی ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصبه معمره شهرستان آبادان در 4 هزارگزی شمال غربی نهر قصر و 23 هزارگزی جنوب شرقی جاده خسروآباد به آبادان، در دشت گرمسیری واقع است و 150 تن جمعیت دارد. آبش از اروندرود، محصولش حنا و انگور و خرما و شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و گلاب گیری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان قصبه نصار بخش قصبه معمره شهرستان آبادان در ۴ هزار گزی شمال غربی نهر قصر و ۲۳ هزار گزی جنوب شرقی جاده خسرو آباد به آبادان در دشت گرمسیری واقع است. آبش از اروند رود محصولش حنا و انگور و خرما شغل اهالی زراعت و ماهیگیری و گلاب گیری است.
جمله سازی با نهر دایر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «ونیزیها ساختن پارچههای پشمی کرک بلند را از ارمنیها آموختهاند. ونیزیها در خود کیلیکیه تأسیساتی دایر نمودند که برای شهر خود پارچه درست میکردند.»
💡 تا زمین و آسمان آباد و دایر آمدندی آن ز لطف بی شمار و این ز مهر بی حسابت
💡 آنچه در پی میآید فهرست نمایندگان دورهٔ بیست و یکم مجلس شورای ملی ایران است که از ۱۴ مهر ۱۳۴۲ تا ۱۳ مهر ۱۳۴۶ دایر بود.
💡 نگارخانهٔ گلستان هنوز دایر است و جزو نگارخانههای سرشناس ایران محسوب میشود.
💡 برای این انتخابات ۳۷۱ مرکز رأیگیری در ۷۰ کشور و سرزمین خارجی دایر میشوند.