لغت نامه دهخدا
نمک ناشناسی. [ ن َ م َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نمک ناشناس. ناحق گزاری. حق ناشناسی. ناسپاسی.
نمک ناشناسی. [ ن َ م َ ش ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نمک ناشناس. ناحق گزاری. حق ناشناسی. ناسپاسی.
عدم رعایت حقوق نان و نمک: نمک بحرامی ناسپاسی.
💡 هریوت در ۱۶۱۵ یا ۱۶۱۶ برای فرد ناشناسی نامه ای مینویسد و دربارهٔ وضعیت سلامتش توضیح میدهد او به گمان خودش سرطان بینی داشته اما با توجه به توضیحاتش امروزه روشن شده که او سرطان خون داشته. او در ۲ ژوئیه ۱۶۲۱ از دنیا میرود. او در کلیسای سینت کریستوفر لو استاکس به خاک سپرده میشود اما پس از آتشسوزی بزرگ لندن این کلیسا آسیب میبیند و بعدها در ۱۷۸۱ برای گسترش بانک انگلستان تخریب میشود.
💡 فرد ناشناسی نیز سرمقالهی نخست صوراسرافیل ایوردُن (دوره دوم) را که حاوی حملههای بیپروایی به موجودیت پادشاهی در ایران بود، برای رهبران سیاسی ارسال میکرد.
💡 دانشمندان در سواحل برزیل وحشتی را کشف میکنند که مانندش را کسی ندیدهاست. کل موجودات زنده یک جزیره توسط گونهای فراتر از تصور تسخیر و خورده شدهاند. آنها پیش از گزارش کشفشان توسط گروه ناشناسی مورد حمله قرار گرفته و به قتل میرسند. عجیبتر اینکه ردی از این تهدید توضیحناپذیر به یک قرن پیش بازگشته و زیر بنای ملی دفن شده و توسط فرقهای از دانشمندان مرموز به رهبری گراهامبل محافظت میشدهاست.
💡 در نیمه شبها افراد ناشناسی که گمان میرود[نیازمند منبع] نیروهای یگان ویژه و بسیجی هستند اقدام به تخریب اموال عمومی و شکستن شیشه اتوموبیلها و اتوبوسها میکنند و عامل این خسارات را به عهده طرفداران میرحسین موسوی که نام آنان را اراذل و اوباش مینامند میگذارند.[نیازمند منبع]