نمک انگیزیدن

لغت نامه دهخدا

نمک انگیزیدن. [ن َ م َ اَ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از گریه کردن. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). نمک ریزیدن. نمک انگیختن. ( ناظم الاطباء ). گریستن. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گریه کردن گریستن.

جمله سازی با نمک انگیزیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آید تبسم تو هر گه به خاطر من پیمانه نمک را ریزم به داغ بی تو

💡 طعمه صعوه شود چرغ، گریزد گر ازو پیش اهل نظر از بس نمک او گیراست

💡 بیدل‌گم است هر دو جهان درگداز شوق آن‌کیست‌گیرد از نمک خود خبر درآب

💡 چنین حسن و ملاحت با ملک نیست ملک را حسن اگر هست این نمک نیست

💡 بدان رخی بنگر که کو نمک ز حق دارد بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری

💡 صد صبح نمک بر جگر خستهٔ ما بست آن غنچهٔ نشکفته نمکدان تغافل

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
مخنث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز