فرهنگستان زبان و ادب
{traveling shot, trucking shot} [سینما و تلویزیون] نمایی که برای فیلم برداری آن، دوربین بر وسیلۀ متحرکی مانند خودرو یا جرثقیل یا روانه نصب می شود و با موضوع حرکت می کند
{traveling shot, trucking shot} [سینما و تلویزیون] نمایی که برای فیلم برداری آن، دوربین بر وسیلۀ متحرکی مانند خودرو یا جرثقیل یا روانه نصب می شود و با موضوع حرکت می کند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بسالها نرسد آفتاب روشن دل درآن دقیقه که آن رای دوربین داند
💡 بر حلم زینهار مکن تندی اختیار تا هست پل به جا، نرود دوربین در آب
💡 گر فکر زاد آخرت ای دوربین کنی در زیر خاک عشرت روی زمین کنی
💡 ای خرد دوربین ساقی چون حور بین باده منصور بین جان و دلی بیقرار
💡 وصال دوست دهد صدهزار ساله مراد نظر بدوست من از عقل دوربین دارم