نقاب برانداختن. [ ن ِ ب َ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) روی نمودن. رخ نمودن. نمایان شدن. پدیدار گشتن: عروس حضرت قرآن نقاب آنگه براندازد که دارالملک ایمان را مجرد بیند ازغوغا.سنائی.بدان نفس که برافرازد آن یتیم علم بدان زمان که براندازد این عروس نقاب.خاقانی. || نقاب از روی کسی برگرفتن: چون والهان ز جای بجستم دویده پیش بگرفتمش کنار و برانداختم نقاب.انوری ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
روی نمودن. رخ نمودن. نمایان شدن. پدیدار گشتن. یا نقاب از روی کسی بر گرفتن.
جمله سازی با نقاب برانداختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در روز ۱۷ اوت همان سال یوریتومو در اولین قدم در راه برانداختن خاندان تایرا شبانه همراه سپاهی کوچک به یاماکی کانهتاکا، از صاحبمنصبان وابسته به خاندان تایرا در محل سکونتش در ایزو، حمله کرد و وی را کشت. سپس به قصد پیوستن به خاندان میئورا که از ملازمان پدرش بودند، به سمت شبهجزیره میئورا (استان کاناگاوا امروزی) حرکت کرد.
💡 در سال 794 ه. ق تيمور لنگ پس از تصرف شهر شيراز و برانداختن سلسلهآل مظفر علماى شيراز را براى مناظره، جمع كرد و كسى را نزد حافظ فرستاد و بهحضور خود طلبيد. چون ملاقات حاصل شد به حافظ گفت: من اكثر ربع مسكون را با اينشمشير و هزاران جاى و والايت را ويران كردم تا سمرقند و بخارا را كه وطن مالوف وتختگاه من است آباد سازم، تو مردك به يك خال هندى ترك شيرازى آن را فروختى ؟ دراين بيت كه گفته اى:
💡 نادرشاه افشار، شاه ایران، به علت عدم تحویل افغانهایی که در برانداختن سلسله صفوی نقش داشتند، به امپراتوری گورکانی هند لشکرکشی کرد و در نهایت فاتحانه وارد دهلی شد. سپاهیان او به آسانی ارتش گورکانی که به لحاظ نفرات، از برتری چشمگیری برخوردار بود را در نبرد کرنال شکست داد که منجر به تسلیم نهایی محمدشاه گورکانی گردید.
💡 رَی اولفْ اِسْتین، به مسائل بینالمللی توجه خاصی داشت و به شدت احساس تعهد میکرد. وی بیش از ۳۰ سال، از ۱۹۶۱ تا ۱۹۹۲م، رئیس هیئت مدیره جنبش بینالمللی ضد آپارتاید بود که برای برانداختن رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی تلاش میکرد.وی همچنین، بین سالهای ۱۹۷۸تا ۱۹۸۳م، نایب رئیس انترناسیونال سوسیالیست و از سال ۱۹۷۵ تا۱۹۹۰م، رئیس کمیته شیلی در انترناسیونال سوسیالیست بود. به علاوه