لغت نامه دهخدا
نصفت کردن. [ ن َ ص َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انصاف دادن. || از افراط و تفریط احتراز کردن.
نصفت کردن. [ ن َ ص َ ف َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انصاف دادن. || از افراط و تفریط احتراز کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خسرو مهدی ظهور کز نصفت گستری ریشه دجال ظلم کند ازین خاکدان
💡 (اگر چه شيعى مذهب است، اما بسيار به صفت نصفت و عدالت و نيك نفسى و حيا و تقوا وعفاف و اوصاف اشراف موصوف است و به علم و حلم و جودت فهم و حدت طبع و صفاىقريحه و ذكاء مشهور است. صاحب تصانيف لايقه است. توقيعى بر تفسيرمهمل ؟! شيخ فيضى نوشته كه از خير تعريف و تصنيف بيرون است و طبع نظمى دارد واشعار دلنشين مى گويد.