لغت نامه دهخدا
نره کشی. [ ن َ رَ / رِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) در اصطلاح بنایان، چیدن آجر به قطر در کنار مرزهای باغچه و جز آن. ( یادداشت مؤلف ).
نره کشی. [ ن َ رَ / رِ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) در اصطلاح بنایان، چیدن آجر به قطر در کنار مرزهای باغچه و جز آن. ( یادداشت مؤلف ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوار جهانجوی مرد دلیر چو پیل دژآگاه و چون نره شیر
💡 دگر باره آمد یکی نره پیل چنان کآید از کوه دریای نیل
💡 خروشی بر آورد چون نره شیر به کینه همی رفت گرد دلیر
💡 بسازیم لشکر به ایران شویم به پیکار آن نره شیران شویم
💡 یکی نره دیوی بیامد برش تو گفتی که بر چرخ ساید سرش
💡 یکی دید ماننده نره دیو که بر چرخ گردون رساندی غریو