نخجیر جویی

لغت نامه دهخدا

نخجیرجویی. [ ن َ ]( حامص مرکب ) عمل نخجیرجوی. رجوع به نخجیرجوی شود.

فرهنگ فارسی

عمل نخجیر جوی

جمله سازی با نخجیر جویی

💡 صواب آن شد که نگشایی به کس راز کنی فردا سوی نخجیر پرواز

💡 ز لشگر که عرضش به فرسنگ بود بیابان به نخجیر بر تنگ بود

💡 نخجیر نمودم همه شیران جهان را تا آهوی چشمت سگ خود کرده خطابم

💡 ای شاه بدشت آهو و نخجیر و دد و دام گویند همی هر یک عیب و هنر شیر

💡 خبر از وحشت نخجیر دهد جنبش دام پیچ و تاب دل ازان طره پیچان پیداست

💡 انداختم از سر هوس کون و مکان را نخجیر نمودم همه شیران جهان را

دلخ یعنی چه؟
دلخ یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز