نجوی کردن

لغت نامه دهخدا

نجوی کردن. [ ن َج ْ وا ک َ دَ ] ( مص مرکب ) راز کردن. ( زمخشری ). راز گفتن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نجوی شود. || به راز گفتن. آهسته گفتن. تنگ گوش گفتن. زیرگوشی گفتن. یواشکی گفتن. بیخ گوش کسی زمزمه کردن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به نجوی شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) زیرگوشی حرف زدن.

جمله سازی با نجوی کردن

💡 که در کابل و زابل ای جان باب نجویی تو آرامش و خورد وخواب

💡 گفتی دل گم گشته کمال از چه نجویی چون یافتمش بر سر کوی تو چه جویم

💡 بدو گفت ار ایدونک کین نیا نجویی نداری به دل کیمیا

💡 بدو گفت بهرام با کام خویش چرا نان نجویی بدین نام خویش

💡 راضی شدی که بیش نجویی زیان ما این از پی رضای کیان می‌کنی مکن

💡 همه چیز را تا نجویی نیابی         جز این دوست را تا نیابی نجویی

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
سن سون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز