نجاتی بافقی

لغت نامه دهخدا

نجاتی بافقی. [ ن ِی ِ ] ( اِخ ) از معاصران نصرآبادی است و به روایت او در شاهنامه خوانی دستی داشته است. این بیت از اوست:
لاله نَبْوَد کز کنار بیستون سر می زند
دست خون آلود فرهاد است بر سر میزند.( از تذکره نصرآبادی ص 307 ).

فرهنگ فارسی

از معاصران نصر آبادی است و بروایت او در شاهنامه خوانی دستی داشته است.

جمله سازی با نجاتی بافقی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هواپیمایی درون دریا سقوط می‌کند و بازماندگان که زیر آب گرفتار شده‌اند، باید در میان هجوم کوسه‌های گرسنه راه نجاتی به بیرون پیدا کنند.

💡 دیانا بودیساولیه‌ویچ، انسان‌دوستی از تبار اتریشی، عملیات نجاتی ترتیب و بیش از ۱۵٬۰۰۰ کودک را از اردوگاه‌های اوستاشه نجات داد.

💡 تو را که قدرت قرب این بود نجاتی ده مرا که ظلمت شب می فزایم از دم آه

💡 ای اوحدی، از در طلب خط نجاتی روی از خط این پرده مپیچان، که گناهیست

💡 جوینده را نویدی خواهنده را امیدی درمانده را نجاتی درویش را نوایی

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز