نبیره ٔ سام

لغت نامه دهخدا

نبیره سام. [ ن َ رَ / رِ ی ِ ] ( اِخ ) رستم. لقب رستم است، چه او فرزند زال و زال فرزند سام است:
گر بدیدی تن چو کوه تو را
به نبرد اندرون نبیره سام
درزمان سوی تو فرستادی
رخش با زین خسروی و ستام.فرخی.

جمله سازی با نبیره ٔ سام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نبیره به عربی ( النبیره )، دهستانی است در عزلهٔ (حصبان در ناحیهٔ (المسرح)، از توابع استان

💡 به هر طرف که تو از حمله گرز بگذاری بخیزد احسنت از تربت نبیره سام

💡 تیمور پس از ۳۶ سال پادشاهی و بر جا گذاشتن قلمرویی گسترده از خود، ۳۱ پسر، نوه، نبیره و نتیجه باقی گذاشت.

💡 جست از پرتو احمد فلک عدل ضیا داد یزدان به نبیره کمر و تاج نیا

💡 نام قبلی آن فری کنار بوده و منطقه ای است بسیار قدیمی که پیدایش این شهر به جم نبیره جمشید نسبت می دهند.

💡 ز یک سو نبیره ز یک سو نیا به مغز اندرون کی بود کیمیا