نام پرور

لغت نامه دهخدا

نامپرور. [پ َرْ وَ ] ( نف مرکب ) نامدار. نامبردار:
چو رامین را بدید آن نام پرور
نبودش دیده را دیدار باور.( ویس و رامین ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) نام بردارنامدار: چو رامین را بدید آن نام پرور نبودش دیده را دیدار باور. ( ویس ورامین )

جمله سازی با نام پرور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نعمت دنیای دون پرور به استحقاق نیست صاحب گنجند اینجا بیشتر ویرانه‌ها

💡 به چند روز که مانده است بنده پرور باش که من ز سالی روزی به عمر خرسندم

💡 پیمانه مگو، چشمه ی جان پرور خضر است در بحر پُر آشوب جهان کشتی نوح است

💡 زن های بی یاور ببین وای وای اطفال غم پرور ببین وای وای

💡 خود عاشق شرم خود و بدنام دل ما پروانه همین حسن حیا پرور شمع است

تیزی یعنی چه؟
تیزی یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
بیشه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز