لغت نامه دهخدا
ناصر سگزی. [ ص ِ رِ س َ] ( اِخ ) رجوع به ناصرالدین عثمان بن تاج الدین شود.
ناصر سگزی. [ ص ِ رِ س َ] ( اِخ ) رجوع به ناصرالدین عثمان بن تاج الدین شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شاه جهان، سپهر هنر، آفتاب جود سلطان شرق، ناصر دین، شمسه تبار
💡 بندهٔ شاه عجم فرمانروای ملک جم ناصر خیل امم بحر کرم کوه وقار
💡 دولت ز بَرِ ناصر دین دور نگردد تا ناصر دین را ملکالعرش نصیرست
💡 دایم معین و ناصر آزادگان تو باش کایزد تو را همیشه معین است و ناصرست
💡 خدای ناصر او باد و روزگار بکام فلک مساعد و گیتی برو گرفته قرار
💡 مطیع و خاضع امر تو گنبد گردان معین و ناصر جاه تو ایزد خلاق