ناشنوده گرفتن
مترادفها
نادیده گرفتن، چشمپوشی کردن، بیتوجهی کردن
متضادها
توجه کردن، شنیده گرفتن، اهمیت دادن
لغت نامه دهخدا
ناشنوده گرفتن. [ ش ِ دَ / دِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) ناشنیده انگاشتن.
جمله سازی با ناشنوده گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وز نالهٔ زیور تو تا روز من نالهٔ خویش ناشنوده
💡 شبی بوی می او ناشنوده نصیب از وی خمارم اوفتادست
💡 با شاهدی مکن سخن از کینه ای رقیب تا نشنواندت سخن ناشنوده را
💡 تا زودتر حکایت شوقم شود تمام پرسش نمی کند سخن ناشنوده را
💡 صد ازینها گر بگویم تو کری بشنوی و ناشنوده آوری