ناز بردار

مترادف‌ها

لوس، نازپرورده

لغت نامه دهخدا

نازبردار. [ ب َ ]( نف مرکب ) کسی که ناز دیگری را می خرد. ( فرهنگ نظام ). || عاشق. ( آنندراج ). || خوشامدگو. ( آنندراج ). خوشامدگوی. متملق. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که ناز دیگری را بکشد ۲ - عاشق. ۳ - متملق تملق گوی.

جمله سازی با ناز بردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 جوان‌مردی کن از من بار بردار گل‌افشانی بس، از ره خار بردار

💡 تو پس پرده و دلها همه غرقند بخون پرده بردار، که خورشید جهان آرایی

💡 بگشای نطق تا که شود تازه روح‌ها بردار کلک تا کنی از در نثارها

💡 یک زمان پرده ازان روی دل آرا بردار تا سیه خانه این دشت سویدا گردد

💡 این بردار روی خطّ واصل و جهتش از بار مثبت به بار منفی است.

💡 مادران همیشه تمایل دارند فرزندان خود را بیش از حد ناز بردار کنند، اما این رفتار ممکن است در آینده باعث شکل‌گیری شخصیتی خودخواه در آن‌ها شود.

💡 او با آن چهره معصوم و رفتارهای آرامش، همه را وادار می‌کرد که او را ناز بردار کنند و هر خواسته ناگهانی او را بدون هیچ شکایتی برآورده سازند.

💡 در مدیریت یک تیم حرفه‌ای، نباید اجازه داد برخی کارمندان ناز بردار شوند، زیرا این موضوع باعث ایجاد بی‌نظمی و نارضایتی در سایر اعضای گروه می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران