نارنج بندان

لغت نامه دهخدا

نارنج بندان. [ رَ / رِ ب َ ] ( اِخ ) از آبادیهای سرحد و از توابع تنکابن است. رجوع به مازندران و استرآباد ص 144 شود.

فرهنگ فارسی

از آبادیهای سر حد و از توابع تنکابن است.

جمله سازی با نارنج بندان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز نارم که نارنج نوروزی است که را بخت گویی که را روزی است؟

💡 زمستان بگذرد سرما سر آید نارنج و بنفشه بر طبق نه

💡 بنازم لطف لیمویت که در بوی به از صد بوستان نارنج و سیب است

💡 چون ترنجی به صبح ساخته نارنج زر از پی دست ملک، مالک رق و رقاب

💡 بدان سیمین دو نار نرگس افروز که گردی بستد از نارنج نوروز

💡 دگر ره بغرید دیو از ستیز همان بودش در دست نارنج تیز

خلار یعنی چه؟
خلار یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
لب تر کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز