ناخن پریان
لغت نامه دهخدا
ناخن پریان. [ خ ُن ِ پ َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) نوعی از صدف باشد وآن شبیه است به ناخن و بسیار خوشبوی می باشد و عربان اظفارالطیب خوانندش و در عطریات و دواها بکار برند.اگر قدری از آن در زیر زنی که حیض او بند شده باشد دود کنند روان گردد. ( برهان قاطع ). نوعی از صدف بسیار خوشبوی. ( ناظم الاطباء ). به هندی «نکه » گویند. ( فرهنگ نظام ). در تحفه گفته: جسم صلبی است صدفی مدور بمانند ناخن آدمی... برای خفقان و صرع نافع است. ( انجمن آرای ناصری ):
این کرم بین که از دلت خفقان
برده ایزد ز ناخن پریان.؟( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نوعی از صدف باشد و آن شبیه است به ناخن و بسیار خوشبوی می باشد.
جمله سازی با ناخن پریان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مشهورترین اثر آنها پیکنیک کنار جاده (چاپ به سال ۱۹۷۷) نام دارد که مبنای فیلمنامهٔ استاکر (اثر آندری تارکوفسکی) قرار گرفتهاست. استانیسلاو لم در مطلبی که دربارهٔ این کتاب نوشته اشارات اثر به داستانهای پریان روسی را آوردهاست.
💡 هر جا که چشمه باشد، باشد مقام پریان بااحتیاط باید بودن تو را در آنجا
💡 ای غم به ادب پای نه اینجا که دل ما چون خانه ی آیینه، مقام پریان است
💡 وَ أَنَّهُمْ ظَنُّوا کَما ظَنَنْتُمْ و پریان چنان پنداشتند که شما پنداشتید.
💡 از افسانهٔ پریان فارسی The Three Princes of Serendip «سه شاهزادهٔ سراندیپی». از فارسی «سراندیپ» (سریلانکا).
💡 من برترین شهریاری را داشته باشم بر همهٔ کشورها، دیوان و مردمان، جاودان و پریان، فرمانروایان ستمگر، کویها و کربها که من بکشم دو سوم از دیوان بزرگ و دروغپرستان پرشهوت را.» میشود.