لغت نامه دهخدا
ناامیدی نمودن. [ اُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ناامیدی نشان دادن. اظهار ناامیدی کردن. اظهار یأس: در خلوت که با کسی سخن میراند ناامیدی مینمود. ( تاریخ بیهقی ص 230 ).
ناامیدی نمودن. [ اُ ن ُ / ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ناامیدی نشان دادن. اظهار ناامیدی کردن. اظهار یأس: در خلوت که با کسی سخن میراند ناامیدی مینمود. ( تاریخ بیهقی ص 230 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با وجود این که او هم از نظر بدنی و هم از نظر ذهنی در حال رشد است، در راه تبدیل شدن به یکی از بهترین دروازهبانان قرار دارد. هر نتیجهٔ دیگری مایهٔ ناامیدی خواهد بود.
💡 نیست ما را قوت گفتار ورنه وصل یار با وجود ناامیدی از خدا میخواستیم
💡 نسیم بی نیازی کرد تا روشن چراغم را هوای ناامیدی برد از سر کشت باغم را
💡 اگر راحت هوس داری به کوی ناامیدی رو که دایم باغبان آسودگی فصل خزان دارد
💡 گاه در چشم تر وگه برمژهگاهی به خاک همچو اشک ناامیدی خانه بردوشیم ما
💡 نی به دنیا نسبتی دارم نه با عقبا رهی ناامیدی در بغل چون کوشش بیهودهام