لغت نامه دهخدا
( نائب آملی ) نائب آملی. [ ءِ ب ِ م ُ ] ( اِخ ) ( الَ... ) رجوع به ابومحمد النائب الاملی شود.
( نائب آملی ) نائب آملی. [ ءِ ب ِ م ُ ] ( اِخ ) ( الَ... ) رجوع به ابومحمد النائب الاملی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لیگ ۱ فوتبال فرانسه: نائب قهرمان لیگ ۱ فوتبال فرانسه ۹۴_۱۹۹۳
💡 به مدح تو شدم از حادثات چرخ معاف به فر تو شدم از نائبات دهر مصون
💡 به عدل تو همه خلق زمانه یافتهاند ز حادثات سلامت ز نائبات امان
💡 ور نشاندی نائبی بر چارسوی آسمان زهره هرگز درنیاید نیز جز با چادری
💡 یعنی از نائب حق مژده وصلی برسان نامه خوش خبر از عالم اسرار بیار
💡 بقای او شده ایمن ز نائبات فنا لقای او شده ایمن ز نائبات فکر