فرهنگستان زبان و ادب
{direct visual field} [پزشکی] ← میدان بینایی مرکزی
{direct visual field} [پزشکی] ← میدان بینایی مرکزی
💡 سادگی آینه را جوهر بینایی شد آخر از هیچ مدانی همه دانم کردند
💡 روزن از مهر جهانتاب بصیرت دارد نور آگاهی ما پرتو بینایی توست
💡 به عیب خویش چو صائب کسی که راه نبرد گلی نچید ز نور چراغ بینایی
💡 افسوس که همچو نرگس آن بینایی مست است و هنوز چشم زر می دارد
💡 پرده بینایی ما نیست تغییر لباس گردباد و محمل لیلی درین هامون یکی است
💡 غیرِ عیبِ خویش دیدن، گر ز اهلِ بینشی نیست صائب حاصلِ دیگر ز بینایی ترا