موی براوردن
لغت نامه دهخدا
( موی برآوردن ) موی برآوردن. [ ب َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) مو برآوردن. رستن موی درسر یا بدن انسان یا حیوان عموماً و بچه ها و نوزاد آنها خصوصاً. ( از یادداشت مؤلف ): استشعار؛ موی برآوردن بچه در شکم مادر. اِشعار، تشعر، تشعیر؛ موی برآوردن بچه در شکم. ( منتهی الارب ). || بیرون کشیدن موی از چیزی. || کنایه از دقت کردن.
فرهنگ فارسی
( موی بر آوردن ) مو بر آوردن ٠ رستن موی در سر یا بدن انسان یا حیوان عموما و بچه ها و نوزاد آنها خصوصا ٠
جمله سازی با موی براوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدان چهر پر خون بسایید روی به خون لعلگون کرد رخسار و موی
💡 شد از گریه تن چون موی جامی نهان در اشک همچون رشته در در
💡 ظاهر راب با هیکلی بلند، چشمانی آبی و موی قرمز-قهوهای پُرپُشت، به نیمهٔ تالیاش کشیدهاست. او مُوَقر و فِرز است.
💡 چندانت بقا باد بشاهی که تو خواهی بدخواه تو از بیم تو بگدازد چون موی
💡 اگر پشم گوسفند یا موی بز را بچینند، بیماری و بلا در دام میافتد..
💡 زان موی بناگوشت هر کسی گله ای دارد آن طره به یک سو نه از گوش، سخن بشنو