موی کندن

لغت نامه دهخدا

موی کندن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) انتعاش. هرلمه. ( یادداشت مؤلف ). به علامت عزا یا غمی موی کندن زنان. بر اثر مصیبتی عظیم موی سر و ریش برکندن. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

انتعاش ٠ هرلمه ٠ به علامت عزا یا غمی موی کندن زنان ٠

جمله سازی با موی کندن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چنین گفت چون لب ز هم برگرفت که این موی کندن نباشد شگفت

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز