مؤید دیوانه
لغت نامه دهخدا
مؤید دیوانه. [ م ُ ءَی ْ ی ِ دِ دی ن َ ] ( اِخ ) یا خواجه مؤید. از اولاد شیخ ابوسعید ابوالخیربود و از پریشانی دماغ دعوی سلطنت می کرد و بر سر همان ادعا رفت. بیت زیر در جواب خواجه حافظ از اوست:
چشم دیوانه از آن شمع سعادت پرتو
که جهان را بدهد روشنیی از سر نو.( از مجالس النفائس ص 35 ).و رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
فرهنگ فارسی
یا خواجه موید. از اولاد شیخ ابو سعید ابوالخیر بود و از پریشانی دماغ دعوی سلطنت می کرد و بر سر همان ادعا رفت.
جمله سازی با مؤید دیوانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از جنون باشد اگر ما گفتگویی می کنیم نیستی دیوانه، در بند جواب ما مباش
💡 ای ناصخ از فرمان من سرمیکشد تیغ زبان امروز پند من مده کاشفتهام دیوانه هم
💡 هرکول دیوانه – زنان تروا – زنان فینیقی – مدیا – فدرا – اودیپوس (اودیپ) – توئستس – آگامنون و هرکول در اوتا
💡 ندارد همچو من دیوانهای دامان این صحرا که کوه از نالهام کبک سبکرفتار میگردد
💡 او یکی از چهرههای برجستهٔ موج نوی سینمای استرالیا بود و عمده شهرتش بخاط فیلمهای مکس دیوانه و مکس دیوانه ۲ است.
💡 حسن اگر بر پیچ و تاب خط چنین خواهد فزود می کند دیوانه آخر این خط دیوانیم