موهوم پرستی

لغت نامه دهخدا

موهوم پرستی. [ م َ / مُو پ َ رَ ] ( حامص مرکب ) صفت موهوم پرست. اعتقاد به خرافات و موهومات. ( از یادداشت مؤلف ). و رجوع به موهوم پرست شود.

فرهنگ فارسی

پرستش موهومات خرافات پرستی.

جمله سازی با موهوم پرستی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زحمت فهم از سواد سرنوشت ما مخواه خط موهومی عیان بود از عرق ترکرده‌ایم

💡 بنابراين اصل و اساس ستايش و عشق در انسان وجود دارد كه اگر اينميل درونى به حق هدايت نشود، از موهومات و خرافات سر در مى آورد.

💡 2 هر معبودى جز او موهوم است. (باَنّ اللّه هو الحقّ... من دونه هو الباطل )

💡 بار ننگ نقطه موهوم ما را برنتافت دوش این پرگار ورنه مقصد ایجادم نبود

💡 عده اى آن را يك امر غير موجود و موهوم پنداشته اند كه ادله آنها مورد نقض قرار گرفت.

💡 کرده ام از هستی موهوم خود پهلو تهی تا جدا از خود نشینم یک زمان پهلوی تو

قرین یعنی چه؟
قرین یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز