لغت نامه دهخدا
موشان دره. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان میاندوآب واقع در 51 هزارگزی جنوب خاوری میاندوآب با 125 تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
موشان دره. [ دَ رَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان قره لر بخش میاندوآب شهرستان میاندوآب واقع در 51 هزارگزی جنوب خاوری میاندوآب با 125 تن سکنه. آب آن از چشمه سار و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان قره لر بخش میاندو آب شهرستان میاندو آب.
💡 خدای گربه بدان آفرید تا موشان نهان شوند به خاک اندرون به حبس خلود
💡 منم آن شیر ختن صید، که آهوگیرم که چو موشان بشکار ته انبان رفتم
💡 خواجه را که در گذشتست از اثیر جنس این موشان تاریکی مگیر
💡 ازین پس گربهٔ گرگین که باشد؟! که موشان را به پنجه سر خراشد؟
💡 میان خاک چون موشان به هر مطبخ رهی سازی چرا مانند سلطانان بر این طارم نمیگردی