موجودی سرپا
مترادفها
موجودی کالا، موجودی فعلی
فرهنگستان زبان و ادب
{growing stock} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] درختانی که در یک جنگل یا تودۀ جنگلی رشد می کنند و معمولاً برحسب تعداد یا حجم در واحد سطح اندازه گیری می شوند
ویکی واژه
درختانی که در یک جنگل یا تودۀ جنگلی رشد میکنند و معمولاً برحسب تعداد یا حجم در واحد سطح اندازهگیری میشوند.
جمله سازی با موجودی سرپا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَ لا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً شرک بزبان شریعت آنست که باعتقاد معبودی دیگر گیری، و بوحدانیّت اللَّه اقرار ندهی، و بزبان طریقت شرک آنست که در کاینات موجودی دیگر بجز اللَّه بینی، و با اسباب بمانی.
💡 جهت کنترل موجودی و فرایند زنجیره تأمین میتوان از این زیر سیستم استفاده نمود.
💡 سپس زمان یک تخم کیهانی در اتر ایجاد کرد و از آن موجودی برتر به نام فینس بیرون آمد که او را پروتوگونوس، اروس، متیس و دیونیزوس نیز مینامند.
💡 خیالش نقش می بندم به هر حالیکه پیش آید نیابم خالی از جودش وجود هیچ موجودی
💡 هیچ موجودی به عرض شوق ناقصجلوه نیست ذره هم در رقص موهومی که دارد کامل است