موتوسیکلت سوار

مترادف‌ها

موتورسوار

لغت نامه دهخدا

موتوسیکلت سوار. [ م ُ ت ُل ِ س َ ] ( ص مرکب ) موتوری. موتورسوار. کسی که سوار موتوسیکلت باشد. و رجوع به موتورسوار و موتوری شود.

فرهنگ فارسی

موتوری. موتور سوار.

جمله سازی با موتوسیکلت سوار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 Enginge = اِنجین = موتور وسایل نقلیه مثل ماشین یا موتوسیکلت

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران