لغت نامه دهخدا
مهمل گفتن. [ م ُ م َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یاوه و بیهوده و جفنگ گفتن. سخنان بی سر و ته ادا کردن.
مهمل گفتن. [ م ُ م َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) یاوه و بیهوده و جفنگ گفتن. سخنان بی سر و ته ادا کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حال كه چنين است، پس هر كه به اسباب قرينه و نزديك بهفعل بنگرد و آن را مستقل (در فعل ) بداند، قائل به قدر و تفويض شده، يعنى كارهاى مابه قدرت خودمان انجام مى شود و به خودمان واگذار شده است؛ در حالى كه خداى سبحانحكيم تر از آن است كه بنده خويش را مهمل نهاده و او را به خودش واگذارد؛ و عزيزتر وچيره تر از آن كه در ملك و سلطنت او چيزى واقع شود كه او نمى خواهد.
💡 آرى، ما ايمانى را كه بر بشر عرضه كرده ايم و تو را براى آن مبعوث نموديم هرگزضايع و مهمل نمى گذاريم، بلكه بعد از تو نيز به وسيله اهلبيتت آنرا حفظ مى كنيم، وپس از اهلبيت تو علماى امت و ولات امر من و اهل استنباط خواهد بود، و علومى را كه دروغ وگناه و وزر و طغيان و ريا در آن راه ندارد استنباط خواهند كرد.
💡 244 - اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: خداوند واجباتى را بر شما واجب ساخته پسآنها را مهمل مگذاريد و حدودى را براى شما معين فرموده پس از آن چيزها پرده درى مكنيد واز چيزهايى سكوت نموده و اين سكوت از روى فراموشى نيست پس خود را در آن مورد بهزحمت نيفكنيد.