منور رازی
لغت نامه دهخدا
منور رازی. [ م ُ ن َوْ وَ رِ ] ( اِخ ) اﷲویردی، از مریدان حاج محمدجعفر همدانی بود و چندی نیز خدمت حاج محمدرضای همدانی کردو از یمن همت ایشان از سالکان مسلک طریقت گردید. و صاحب ریاض العارفین با وی ملاقات کرده است. از اوست:
مهر ازلی در دل بی کینه ماست
منزلگه اسرار نهان سینه ماست
ما گرچه خرابیم ز ما درمگذار
کآن گنج خفی درون گنجینه ماست.( از ریاض العارفین ص 304 ).
جمله سازی با منور رازی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ميرزاى شيرازى در طول عمر خويش شاگردان مبرزى را تربيت كرد كه هر كدام ستاره اىشدند و آسمانى را با نور خويش منور نمودند. از آن جمله به افراد زير مى توان اشارهكرد، آيات عظام:
💡 به نور مانم و از نار بود ترکیبم دو چشم شرع منور به نور و نار من است
💡 تا ز نور روی او گشته منور آفتاب نور چشم عالمست و خوب و درخور آفتاب
💡 ابن اثیر نوشته است: «علت پادشاهی آنان بر قهستان چنان بود که از خاندان سیمجور فرمانروایان خراسان در دوره سامانیها، مردی که نام او منور (پایان کار ۴۸۴) است باقی مانده بود.
💡 خرم آن روز که چشم دل و جان، چون خورشید از فروغ مه روی تو، منور میشد
💡 این ایستگاه که در سال ۱۸۹۴ تأسیس شده در ناحیه منور پارک قرار دارد.