منبل دارو

لغت نامه دهخدا

منبل دارو. [ مَم ْ ب َ ] ( اِ مرکب ) رستنیی باشد که آن را بجهت نیک شدن جراحتها و زخمهای تازه استعمال کنند و به لغت اهل مغرب نیمه خوانند. ( برهان ) ( آنندراج ). نام گیاهی است که در به کردن زخمهای تازه به کار برند. ( ناظم الاطباء ). گیاهی است که از برای به شدن جراحتها و زخمهای تازه به کار برند. ( انجمن آرا ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) نام گیاهی که جهت به کردن زخمها و جراحتهای تازه بکار برند و بلغت اهل مغرب نیمه خوانند ( برهان آنند ) توضیح با ماخذی که در دست بود این گیاه را نشناختیم

جمله سازی با منبل دارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 منبلی‌ام زخم جو و زخم‌خواه عافیت کم جوی از منبل براه

💡 از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش سیل درآید چو گیا هر طرفی می‌بردش

💡 هر که زد بر آب و آتش حرق و غرقش باک نیست تنبل و منبل براه عاشقی چالاک نیست

💡 تن که لاغر بُوَد بُوَد منبل پس چو فربه شود شود کاهل

💡 چو خاک ساکن و منبل مخسب در پستی بریده پای نه ای خاک را ندیم مشو

طلعت پاشا یعنی چه؟
طلعت پاشا یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز